عسل طبیعی

صفات متعالی زنبور عسلصفات متعالی زنبور عسل
زنبور عسل حشره ای است با یک دنیا شگفتی و زیبایی که زندگی اجتماعی را به طرز اعجاز گونه ای به نمایش می گذارد. انسان می تواند پشتکار، کار گروهی، تقسیم کار، اتحاد، نظم اجتماعی، ایثار، آینده نگری و غیره را از زنبور عسل بیاموزد. کارگر در طول عمر خود، حداکثر 40 کیلومتر پرواز می کنند و هر یک حدوداً تا 5/1 گرم شهد از روی گل ها جمع آوری می کنند.
ظرفیت کیسه ی عسل موجود در بدن زنبور عسل 40 میلی گرم است. یعنی؛ هر زنبور با هر بار پرواز، تنها قادر است 40 میلی گرم شهد به کندو حمل کند. بنابراین با توجه به غلظت شهد نسبت به عسل و انجام یک محاسبه ی ساده، در می یابیم که زنبور عسل برای ساختن یک کیلوگرم عسل باید حدود 50 هزار پرواز انجام دهد و در هر پرواز چندین گل را ملاقات کند و عسل دان خود را با شهد آن ها پر کند. به عبارت دیگر، حدود 1250 زنبور عسل باید در مدت کوتاه عمر خود جمعاً حدود 50 هزار کیلومتر پرواز کنند و جان خود را فدا کنند تا یک کیلوگرم عسل ساخته شود.آری، زنبوران عسل بارزترین الگوی ایثار و یکی از آشکارترین نشانه های هدایت حق تعالی هستند که همواره پیش چشمان انسان قرار داشته اند و بی شک انسانی که عمداً چشمان خود را می بندد تا نشانه های حکمت پرورگار را نبیند، سرنوشت خوبی نخواهد داشت.
در خصوص آینده نگری، رموز زیادی در این حشره نهفته است. یک زنبور کارگر با این که می داند. در فصل بهار حداکثر سه هفته زنده می ماند، ولی با تلاش هر چه بیشتر به ذخیره عسل برای زنبورهایی که بعداً به دنیا خواهند آمد می پردازد، زنبور کارگر هرگز زنبورهای نسل بعد را نخواهد دید و تنها برای آیندگان تلاش می کند. اما ما آدم ها چطور؟ در این مورد از حقیقت نباید گذشت که مردم کشورهای پیشرفته جداً از اساتید صرفه جویی و انضباط اجتماعی، یعنی زنبوران عسل، به خوبی درس آموخته اند و به خوبی به آموخته ها عمل کرده اند. آن ها با کنترل جمعیت انسانی امکان برنامه ریزی برای یک جمعیت ثابت را فراهم کرده اند و با حفاظت و بهره برداری صحیح از منابع طبیعی و بالا بردن بازده تولید در تمامی زمینه ها و صرفه جویی، نه تنها نگران چند نسل بعد از خود نیستند، بلکه از رفاه و امنیت هزاران نسل بعد از خود هم مطمئن شده اند  و هیچ نگران آیندگان خود نیستند و نباید هم باشند، زیرا برنامه ریزی آنها به گونه ای است که در آینده با همین تعداد جمعیت که اکنون در رفاه بالایی به سر می برند، منابع موجودشان نه تنها حفظ می شود، بلکه با پیشرفت های علمی دایمی، هر روز به ابداعات و اختراعات جدید و روش های بهتر در استفاده مطلوب از منابع دست می یابند. ولی ما بدون توجه به عواقب افزایش جمعیت و خطر هولناک آن برای ایران و ایرانیان آینده، به پدیده رشد جمعیت به عنوان یک خطر جدی و تهدید کننده نسل های آینده نمی نگریم و ظاهراً خطر را آن طور که هست درک نکرده ایم که تاکنون حاضر به سرمایه گذاری جدی در رفع این معظل حتمی نسل های آینده نشده ایم و تنها به نصیحت مردم برای تنظیم خانواده اکتفا کرده ایم. همچنین ما علاوه بر استخراج پر قدرت نفت و گاز و دیگر معادن و مصرف بی رویه در داخل، هزینه بی رویه ارز حاصل از صادرات این منابع انگار خوابیم یا نمی دانیم که حد و حقل نسل حاضر در استفاده از منابع و وظیفه این نسل در حفاظت و توسعه ی منابع چقدر است و انگار نمی دانیم یا نمی خواهیم بدانیم در حالی که ته مانده جنگل ها و مراتع ما رو به نابودی است، امروز که ارز خدادادی نفت و گاز را داریم، بسیار خوب است که آن را صرف بیابان زدایی و جنگل کاری کنیم نه برج سازی و تقویت روحیه کم کاری و پر توقعی و افراط گری در مردم. زیرا در آینده ای بی نفت و گاز و معادن و بدون در آمدهای ارزی، فرزندان ما چگونه و با چه سرمایه ای خواهند توانست از ویرانه های جنگلی و مرتعی مصیبت زدایی کنند و حداقل جنگل و مرتع و خاک لازم برای حداقل زندگی یک ملت را داشته باشند؟ و چرا باید امروز به جای سرمایه گذاری در حفاظت، اصلاح و توسعه ی جنگل ها و مراتع کشور، با بی تفاوتی به آمار نابودی روز افزون جنگل ها و مراتع باقی مانده گوش دهیم؟ آیا واقعاً نمی دانیم که نابودی جنگل ها و مراتع چه معنایی برای نسل های آینده و «ایران ما» دارد.
چه خوبست اگر نمی خواهیم از کشورهای پیشرفته سرمشق بگیریم، لااقل از زنبور عسل چگونه زیستن را بیاموزیم. یعنی؛ بیاموزیم که آیندگانی هم وجود خواهند داشت و آنان نیز از این خوان نعمت سهمی دارند. ما باید همچون زنبوران با خود این گونه بیندیشیم که دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم دیگران بخورند، لذا می توان به صراحت گفت که اگر به قید فوریت و با تمامی توان و سرمایه گذاری کافی درصدد به صفر رساندن رشد جمعیت برنیاییم و اگر حفاظت از منابع طبیعی باقی مانده و احیای منابع طبیعی نابود شده را به عنوان مهمترین اقدامات ملی دولت و مردم تلقی نکنیم و اگر به کم کاری و پر توقعی و کم بازدهی خاتمه ندهیم و اگر در استفاده از مغزهای متفکر و دانشمندان مان همت نگماریم، چیزی جز زیاد بود دهان و کمبود غذا و وسایل اولیه زندگی برای فرزندان آینده این مرز و بوم به جای نخواهد ماند. آیا به راستی آیندگان فرزندان ما نیستند؟ و آیا به راستی ما می خواهیم چنین ملتی باشیم که هر چه هست بخوریم و ریخت و پاش کنیم و برای فرزندان آینده خود سفره های خالی را به جای بگذاریم؟
طبیعت خداوندی، اعم از گیاهان و حیوانات و به خصوص زنبور عسل، همه و همه تلاش می کنند که زنده بمانند و رشد کنند تا انسان از آنهاه بهره مند شود و گرسنه نماند. گل های گیاهان با ترشح شهد شیرین خود، زنبورهای عسل را میهمان می کنند تا آن ها بیایند و با روش های خود اسباب گرده افشانی گل ها را فراهم کنند تا بارور شوند و محصولات خود را آماده تغذیه و استفاده انسان کنند. زنبور عسل با شرکت در ضیافت گل ها و سرزدن به گل های مختلف، علاوه بر گرده افشانی، جام شهدشان را سر می کشد و شهد شیرین گل ها را به یکی از مغذی ترین غذاها (عسل) تبدیل می کند و به این ترتیب برای حفظ و حراست از طبیعت جاندار و ممکن ساختن رفاه انسان، تمام عمر را به طور شبانه روزی تلاش می کند. و ای کاش ما از زنبور عسل چگونه بودن را یاد بگیریم و قبول کنیم که عمر هر قدر دراز باشد، سرانجام تمام خواهد شد و در انتها هیچ چیزی باقی نخواهد ماند، جز بی مسئولیت بودن، بی توجهی یا خیانت به هم نوعان و به خصوص به آیندگانی که نیستند تا از حقوق خود در مقابل زیاده طلبی ها و اسراف ما دفاع کنند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید