عسل طبیعی

توصیه هایی به زنبورداران
کسی که تصمیم دارد زنبورداری کند، بهتر است از زمستان آماده این کار شود. در زمستان به علت سردی هوا زنبورها قادر به ترک کندوهایشان نیستندتوصیه به زنبوردارن. در نتیجه زنبوردار بیکار بوده و وقت کافی در اختیار دارد تا با خواندن کتاب های زنبورداری، از طرز زندگی زنبور عسل و نیازهایش کم و بیش آگاه شود. در اواخر زمستان و اوایل بهار که هوا به تدریج ملایم تر می گردد، زنبورها به جستجوی شهد و به ویژه گرده گل از کندوهایشان بیرون می آیند. از این زمان کارهای عملی شروع می شود. شناسایی طرز زندگی زنبور عسل و احتیاجاتش، مراحل مختلفی را که وی هنگام رشد طی می کند، نیازهایی که در مراحل مختلف رشد دارد، طرز کار کردن و جمع آوری شهد و گرده گل و بالاخره تبدیل شهد به عسل، حداقل معلوماتی است که قبل از آغاز کار باید با آنها آشنا بود.
شروع کار زنبورداری بدون این آگاهی ها معمولاً شخص را به هدف نمی رساند و خیلی از اوقات حتی به بی راهه می کشاند. به طوری که زنبوردار را به نفع یا سود اندک راضی می کند. چون معتقد می گردد که با زنبور عسل بیش از این کاری نمی توان کرد و زنبورداری منفعت بیشتری نمی دهد. خواندن کتاب های خوب زنبورداری راه علاج این ناامیدی است. کتاب خواندن خیلی از رموز زندگی زنبور عسل را برای زنبوردار آشکار می کند. البته کار عملی را نباید فراموش کرد.
در بعضی از کشورها زنبورداری به علم حشره شناسی تعلق دارد و در برخی دیگر، قسمتی از دامپروری است. زنبور هم حشره است و هم دام. بنابراین می تواند به دسته ی اول یا دوم تعلق داشته باشد.
زنبورداری به هر حال نوعی دامداری هم هست ولی موفقیت در این رشته عملاً نیازمند اطلاعات فنی و زیست شناسی است که با سایر رشته های دام داری نه تنها فرق دارد بلکه به هیچ یک از آن ها شباهتی هم ندارد. چون طرز زندگی زنبور عسل با طرز زندگی همه ی دام های خانگی به کلی متفاوت است.
در حالی که همه ی دام های خانگی از هزاران سال پیش به اطاعت از انسان گردن نهاده اند، زنبور عسل هنوز این فرمانبرداری را قبول نکرده، استقلال فردی و فکریش را به طور کامل حفظ کرده و گوش به حرف صاحبش نمی دهد. از این هم بالاتر اینکه زنبور عسل نه اصلاً انسان را صاحب خودش می داند و نه خود را متعلق به وی. به همین دلیل، به محض این که احساس خطر کند با کمال جرئت و جسارت به وی حمله ور شده و به کمک نیش زهرآگینش حساب صاحبش را می رسد. اگر هم لازم باشد او را به زور از اطراف خانه اش (کندو) می راند تا بدین وسیله به او بفهماند که وی را تنها به صورت موجودی عسل دزد هم ردیف خرس می نگرد نه صاحب بلامنازع خود.
زنبور عسل را به زحمت می توان خانگی دانست ولی به هیچ وجه رام انسان نیست. بنابراین کار کردن با وی مستلزم داشتن یک سلسله آشنایی ها و معلومات از طرز زندگی این موجود است که هنگام مقابله با آن باید تمام آنها در کمال دقت رعایت شوند تا تصادمی بین این دو (انسان و زنبور عسل) رخ ندهد. در اینجا انسان است که باید بتواند خود را با وضع زندگی زنبورها تطبیق داده و طبق روشی با آنها کار کند که مورد قبولشان است. در غیر این صورت چیزی جز ناراحتی و نیش زدن و نیش خوردن در بین نخواهد بود. زنبور عسل خود را کمتر مقید به رعایت جانب انسان می داند. حق هم همین طور است، چون این ما هستیم که لانه و آشیانه اش را که کندو باشد، گاه و بیگاه باز کرده و ذخایر عسل زمستانی اش را بر می داریم یا با برون کشیدن قاب ها از داخل کندو نظم و ترتیب طبیعی زندگی اش را به هم می زنیم و بی جهت یا با جهت باعث ناراحتی و عصبانیت آنها می گردیم. زنبور که کاری به کار ما ندارد، خانه ی ما را زیر و رو نمی کند و آزارمان نمی دهد.
آغازگر با ذوق پس از مطالعه ی کافی در زمستان قادر خواهد بود که با چشم های بازتر حرکات زنبور عسل را مد نظر گرفته، دلایل آنها را بهتر درک کند. مثلاً هنگامی که نخستین پرواز زمستانی آنها را در یک روز آفتابی نسبتاً ملایم به چشم مشاهده می کند فوری می فهمد که زنبورها مشغول دفع مدفوعی می باشند که از هفته ها پیش داخل روده هایشان جمع شده بود. سرمای شدید زمستانی مانع خروجشان از کندو شده، در نتیجه نمی توانستند مدفوعشان را طبق روال طبیعی یعنی روزانه دفع کنند. زنبور عسل تنها در خارج از کندو آن هم در حال پرواز قادر به دفع مدفوع است.
عده ای از زنبورداران پس از گذشت چند سال دلسرد شده و دست از این حرفه بر می دارند. چون از طرفی محصول قابل توجهی به دست نیاورده و از طرف دیگر زیاد نیش خورده اند و نیش هم همان طوری که می دانید همیشه دردآور است. این ها معمولاً همان کسانی هستند که زنبورداری را بدون مطالعه ی کافی قبلی شروع کرده و اغلب حتی در جریان چند سال فعالیت هم هرگز حاضر نشده اند که اندکی تن به مطالعه داده و اشکالاتشان را رفع کنند. خطاها و اشتباهات زیادی باعث نیش خوردن بی حد و حصر گشته و آن ها را از این شغل روگردان کرده است.
آن که زنبورداری را به صورت تفریحی شروع می کند معمولاً کسی است که کار کردن با زنبور از نظرش جالب و قشنگ است. چنین شخصی به نیش های زنبور اعتنایی ندارد و آنها را با صبر و حوصله تحمل می کند، به ویژه آن که می داند این نیش ها در ابتدا لازمه ی کارند تا بدنش نتواند در مقابل زهر زنبور به تدریج و با گذشت زمان مصونیت پیدا کرده ودیگر متورم نگردد.
برداشت عسل مورد نیاز سالیانه ی خانواده از کندو بخصوص خوردن عسل گرم و مطبوعی که تازه از کندو بیرون آورده، درد نیش هایی را که در جریان سال تحمل کرده و همچنین خستگی های سالیانه اش را جبران می کند و به اصطلاح «آن نیش به این نوش واقعاً می ارزد» تازه آن هم در حالی که وقتی را از دست نداده چون اوقات بیکاری یعنی زمانی که معمولاً به بطالت می گذشت صرف زنبورداری شده است. فرصت بیکاریش در فعالیتی تولیدی و کنجکاو کننده بکار رفته که در آن زنبوردار مرتب چیزهایی از زندگی این موجود مفید و پر کار و منظم یاد گرفته و می گیرد. این کار تفریح خوب و سالمی نیز برایش هست.
در تمام کارهای زنبورداری این موضوع باید مدنظر باشد که اصل خود زنبورها و یا بهتر بگویم خود جمعیت است. باید همیشه سعی شود که جمعیت های زنبورستان دایماً قوی پر قدرت و سالم باشند و همه ی فعالیت های زنبوردار منحصراً در تقویت هر چه بیشتر جمعیت هایش متمرکز گردد. تنها جمعیت های قوی و سالمند که در محیط پر گل و شکوفه، عسل فراوان می دهند. هدف نهایی هر زنبوردار، چه مبتدی و چه حرفه ای، همیشه بدراشت محصول فراوان است که زحمات سالیانه اش را پاسخی مطلوب و دلگرم کننده می دهد. بنابراین باید نقطه ی اتکاء زنبوردار همیشه به زنبورهای جمعیت هایش باشد و تمام قدرت و معلوماتش را به کار بندد تا آن ها را در تمام سال در بالاترین قدرت نگه دارد.
جمعیت های ضعیف معمولاً ناقل انواع و اقسام بیماری ها به دیگر جمعیت های زنبورستان می باشند و برای زنبوردار چیز جز غصه و ناراحتی نمی آورند. اغلب حتی خیلی نیش می زنند. بنابراین از خریدشان به هر دلیلی که باشد باید خودداری کرد.
اگر بعضی از جمعیت های زنبورستان ضعیف هستند، بهتر است در اولین فرصت ممکن، بدون رحم و مروت حذف شوند و یا با جمعیت های قوی متحدشان کرد. چه رعایت رحم و مروت در اینجا معادل است با «ترحم بر پلنگ تیزدندان».

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید