عسل طبیعی

تاریخچه زنبورداری در ایرانتاریخچه زنبورداری در ایران
زنبورداری در ایران هم حتماً باید سابقه ی تاریخی داشته باشد. کشوری با چنین فرهنگ کهن و درخشان نمی تواند از وجود منافع زنبور عسل بی اطلاع باشد. پیدا شدن دشنه ی مفرقی در لرستان منقّش به شکل زنبور عسل و متعلق به حدود 1200 سال پیش از میلاد مسیح که اکنون در موزه شهر بروکسل می باشد معرف قدمت آشنایی ایرانی ها با این حشره ی مفید است.
از دوران قبل از کوروش کبیر اثر دیگری برای اثبات وجود زنبور عسل در ایران تاکنون به دست نیامده ولی این موضوع نمی تواند دلیل نبودن آن در ایران باشد چون درست در همین دوران در کشورهای مجاور مثل بابل و سومر عسل و زنبور عسل به وفور وجود داشته و این موضوع در ادبیات و نوشته هایی که از آن ها باقی مانده به وضوح دیده می شود. در عین حال غیر ممکن است در همه ی کشورهای هم مرز میهن ما زنبور تا آن حد زیاد وجود داشته و ناگهان از مرز ایران نسل اش به کلی از بین رفته باشد.
در دوره هخامنشیان نگهداری زنبور عسل در ایران بسیار رواج داشته. در این دوران از عسل به جای شکر استفاده می شده. با وجود این که از دوران بعد از کوروش کبیر تا به امروز از وجود اثری مثل نقاشی یا سنگ نوشته مربوط به زنبور عسل بی اطلاعیم ولی من معتقدم که وسیله ی جالبی برای شناخت و اثبات وجود عسل در ایران قدیم وجود دارد. با جستجوی کلمه ی عسل و احتمالاً زنبور عسل در اشعار و ادبیات، مخصوصاً اشعار بسیار قدیمی فارسی می توانیم از وجود و قدمت زنبور عسل در کشورمان بیشتر مطلع گردیم. چون اگر کلمه ی عسل در ادبیات اران پیدا می شود خود به خود دلیل بر این است که زنبور عسل هم در آن زمان وجود داشته است. هر چه این ادبیات قدیمی تر باشند نشان دهنده ی قدمت بیشتر زنبور عسل در این کشور خواهد بود.
گو این که این حشره در خیلی از نقاط ایران از قدیم الایام وجود داشته و دارد ولی استان های شمالی ایران یعنی گیلان و مازندران و گرگان به علت سبزی منطقه و فراوانی گل همیشه استعداد بیشتری برای زندگی زنبور عسل از خود نشان داده اند. باران زیاد این نقاط باعث رشد و نمو انواع گل ها وگیاهان آن هم به وفور شده و زمینه را برای زندگی زنبور عسل مساعد می کند. در این سه استان از قدیم الایام زنبور عسل به صورت وحشی در جنگل های انبوه آن زیسته و هنوز هم زندگی می کند. من خود شاهد وجود و زندگی تعدادی از جمعیت های زنبور عسل در سوراخ های تنه ی درختان در جنگل های گیلان بوده ام.
می دانیم که زنبور عسل وحشی در جنگل ها معمولاً داخل تنه درختان زندگی می کند. محور این کندوها تنه درخت است که عمود بر سطح زمین می باشد. ولی در روستاهای ایران پس از بریدن درخت آن را بر روی زمین می خوابانند که در این حال محورش موازی با سطح زمین می ود این تغییر وضعیت می تواند برای اولین بار در ایران صورت گرفته باشد چون این وضع فقط در استان های شمال ایران و به علاوه در فارس نیز دیده می شود به هر حال این موضوع قدم مهمی در تسهیل شغل زنبورداری است.
اسلاوها (روس ها) هم در زمان قدیم از تنه درخت برای درست کردن کندو استفاده می کردند ولی آن ها کندو را عمود بر سطح زمین می گذاشتند به طوری که محورش هم عمود بر سطح زمین می شد.
به عقیده اهالی خوانسار زنبورداری در آن منطقه حداقل سابقه ای 400 ساله دارد. خیلی از زنبوردارهای این منطقه چند نسل از اجدادشان را که شغل شان زنبورداری بوده است می شناسد یا با نام آن ها آشنایی دارند. قسمت اعظم عسل خوانسار از گل گز تامین می گردد. عسل گز خوشبوترین و خوشمزه ترین عسلی است که من تا حال آزمایش کرده ام.
آیا کلمه ی مازندران نمی تواند خود معرف وفور و قدمت زنبور در این استان سرسبز باشد؟ چه کلمه ی ماز در لهجه ی مازندرانی به معنی زنبور است. شاید مازندران از ترکیب سه کلمه «ماز»، «اندر»، «ان» به وجود آمده باشد. اگر این حدس صحیح باشد مازندران به معنی زنبورستان یا محل پراز زنبور می شود. البته تحقیق درباره این موضوع را باید به عهده محققین ادبیات ایران گذاشت.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

moharam