عسل طبیعی

بیست ستون اصلی زنبورداریبیست ستون اصلی زنبورداری
1 ـ قدرت جمعیت ها: جمعیت ها را به حداکثر قدرت شان برسانید و سعی کنید مدت ها (هر چه طولانی تر، بهتر) آن ها را در همین وضع نگه دارید. اگر ضعیف بودند ملکه شان را به موقع عوض کنید و یا در صورت لزوم قاب هایی با لاروهای سربسته ولی بدون زنبور از کندوهای خیلی قوی برداشته داخل کندوهای ضعیف آویزان کنید تا تقویت شوند. اگر نتیجه نگرفتید آنها را با جمعیت های قوی متحد کنید.
2 ـ مطالعه: مطالعه ی کتاب های قابل اعتماد زنبورداری به ویژه در زمستان که معمولاً زنبوردار بیکار می باشد واجب است. بدون مطالعه، لغزش ها تکرار و زنبوردار خسته می شود.
دانستن نحوه رشد زنبورها در داخل کندو و تقسیم بندی آنها از زمانی که قادر به پرواز شدند و یا نحوه رشد ملکه و جفت گیری اش برای هر زنبوردار از واجبات شغلش می باشد. بدون آشنایی با طرز کار کردن با کندوها و جمعیت ها امکان موفقیت بسیار محدود است. مطالعه وسیله ای است که این محدودیت ها را از بین می برد یعنی تمام زندگی زنبورها را آشکار کرده و زنبوردار را راهنمایی می کند.
3 ـ زمان خرید جمعیت ها: بهترین زمان برای خرید جمعیت ها در شرایط ایران (به استثنای مناطق بسیار گرم جنوبی) دی و بهمن ماه است. در پاییز همه ی جمعیت ها دارای قدرتی کاذب هستند، چون هنوز زنبورهای بهاری و تابستانی که بزودی باید بمیرند در داخل جمعیت زنده اند ولی تا دی ماه از بین رفته و آنچه باقی می ماند تنها زنبورهای زمستانی اند که قدرت حقیقی جمعیت را نشان می دهند. این زنبورها تا اواسط بهار آینده زنده مانده و با زنبورهایی که در بهار متولد می گردند در رشد جمعیت بسیار موثر خواهند بود. بنابراین خرید جمعیت در پاییز اصلاً صحیح نیست و بهتر است این کار را به دی ماه و بهمن موکول کرد.
4 ـ وجود ملکه: هنگام خرید علاوه بر قوی بودن جمعیت باید به این موضوع هم حتماً توجه شود که ملکه هم داشته باشد. کنترل آن می تواند حتی در روزهای زمستانی در یک روز آفتابی کمی بعد از ظهر در اغلب نقاط کشور انجام گیرد. جمعیت بی ملکه آن هم در دی و بهمن ماه فاقد هر نوع ارزشی است. چون جمعیت در این وقت از سال نمی تواند ملکه ای توید کند و خود را نجات دهد. آرامش نشستن زنبورها روی شان ها می تواند دلیل بر وجود ملکه باشد. حمله و نیش زدنشان بی ملکه بودنشان را نشان می دهد.
5 ـ شروع کار زنبورداری: به کسانی که تازه زنبورداری را شروع کرده اند و یا می خواهند شروع کنند توصیه این است که کار تجربه آموزی را هرگز با یک کندوی منحصر به فرد آغاز نکنند، در این صورت با از بین رفتن کندویشان ناراحت و دلسرد خواهند شد.
برای شروع زنبورداری حداقل 3 کندوی قوی و پر جمعیت پیشنهاد می شود. تعداد کندوها را می توان حداکثر تا 6 عدد بالا برد ولی شروع با بیش از این تعداد را صحیح نمی دانم چون آموزش در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت. هرگاه تعداد جمعیت ها بین 3 تا 6 عدد باشد، اگر حادثه نامطلوبی برای یک جمعیت پیش آید می توان از بقیه جمعیت ها کمک گرفته و آن را نجات داد. حال آنکه اگر تعداد جمعیت ها تنها یکی باشد گرفتن چنین کمکی ممکن نیست و جمعیت از بین خواهد رفت و موجب دلسردی و ناامیدی خواهد شد.
6 ـ زنبورداری بزرگ: هرگز کار زنبورداری را با تعداد زیادی از کندوها شروع نکنید. کسی که این کار را مثلاً با یکصد کندو یا بیشتر شروع کند، به دلیل نداشتن تجارب لازم، باید منتظر ناراحتی و شکست باشد. همانطوری که یاد گرفتن رانندگی اتوموبیل به مدتی تمرین احتیاج دارد. زنبورداری هم به کارآموزی و مطالعه کافی نیاز دارد. کارآموزی برای یاد گرفتن طرز کار کردن با زنبورها و مطالعه برای اینکه دانسته باشد با چه موجوداتی سروکار دارد و طرز رشد و زندگی شان چگونه است.
7 ـ سلامت جمعیت ها: هنگام خرید، همیشه جمعیت های سالم و قوی را بخرید، هر چند که قیمت آن ها گران تر باشد. خرید جمعیت های ضعیف به بهانه ارزان بودن، اشتباه زندگی است زیرا:
اولاً ـ جمعیت های ضعیف معمولاً بیمار هم هستند.
ثانیاً ـ یک جمعیت سالم و قوی آنقد بیشتر از جمعیت ضعیف عسل می آورد که نه تنها جبران تفاوت قیمتش را در همان سال اول می کند، بلکه کلی هم عسل اضافی در اختیار صاحبش می گذارد.
ثالثاً ـ جمعیت قوی معمولاً در بهار یک بچه هم می دهد که این نیز یک منفعت اضافی برای زنبوردار است.
مقصود از جمعیت قوی در دی و بهمن جمعیتی است که دو طرف 6 تا 8 شان را با زنبورهای خود پوشانیده باشد.
8 ـ محل نگهداری جمعیت ها: توصیه بعدی ام در مورد محل نگهداری جمعیت ها است. محیط فاقد گل و گیاه برای زنبورداری مناسب نیست. نقاط کم گل هم که جمعیت ها در آنجا قادرند تنها غذای سالیانه شان را تهیه کنند برای زنبورداری نامناسبند. چون مقصود ما از زنبورداری فقط تامین زندگی زنبورها نیست بلکه هدف استفاده از عسل زنبور به عنوان مواد غذایی و دارویی معجزه آسا برای سلامتی انسان است. بنابراین مقدار محصول زنبورستان باید آنقدر باشد که زنبورها بتوانند به اندازه لازم مصرف کرده و نیز زمستان شان را با آن بگذرانند و هم زنبوردار به مزد و حق الزحمه اش برسد.
کندوها با جمعیت های قوی باید در مناطقی مستقر گردند که در آنجا معمولاً 5 تا 6 ماه از سال گیاهان و یا درخت های مختلف یکی بعد از دیگری به فراوانی گل بدهند. به طوری که زنبور عسل در تمام این مدت قادر به فعالیت بوده و شهد و گرده گل به کندویش حمل کند. هرگاه چنین شرایطی در یک محل یا نقطه ای فراهم نباشد (مثل تقریباً تمام مناطق ایران) باید به جبران آن، کندوها را سالیانه چند بار به نقاط مختلف و پر گل کوچ داد تا زنبورها مدت زیادتری بتوانند فعالیت کنند و شهد بیشتری به کندوهایشان بیاورند.
تفاوت مقدار محصول عسل بین کندوهای کوچ داده شده و کندوهای ثابت در آخر سال خیلی زیاد است، به طوری که این کار به زحمتش حتماً می ارزد. امروزه در خیلی از کشورهای جهان (از جمله ایران) به ویژه کشورهای کوهستانی اساس بهره برداری اقتصادی زنبور عسل روی کوچ دادن استوار است.
زنبورداری با کندوهای ثابت، بدون کوچ دادن به کشور خشک و کم گل ما اصلاً مقرون به صرفه نیست. ما در تمام ایران حتی به یک زنبورداری ثابت هم بر نخورده ایم که محصول و منفعت قابل بحثی برای زنبوردار آورده باشد.
9 ـ نیش زنبور: کسانی که زنبورداری را شروع می کنند از همان ابتدا نباید از نیش زنبور بترسند. آن هایی که از نیش زنبور می ترسند و نمی توانند خودشان را کنترل کنند بهتر است از زنبورداری صرف نظر کرده و به کار دیگری بپردازند. زنبوردار کهنه کار خوب می داند که زنبور هر لحظه ممکن است نیشش بزند. به همین دلیل همیشه آمادگی لازم برای نیش خوردن را دارد و ضمناً از وسیله ی دفاعی اش در مقابل زنبورها استفاده می کند. این وسیله ی دفاعی بسیار مهم، دود است هیچ کندویی را بدون دود دادن باز نمی کنند و به هیچ کندویی هم زیاد از حد دود نمی دهند تا باعث عصبانیت زنبورها گردد.
کار کردن مرتبت با زنبورها باعث خواهد شد که زنبوردار کم کم به زندگی آنها عادت کند و بالاخره روزی برسد که دیگر از نیش زنبور واهمه و هراسی نداشته باشد. با وجود این هر وقت زنبوردار با زنبور کار می کند، اگر دقت نکند باید همیشه حساب چند نیش را هم بکند. گو این که خیلی از مواقع بدون نیش خوردن از زنبورستان بر می گردد ولی باز بهتر است این حساب را فراموش نکند. زنبور قیافه ی افراد، حتی قیافه صاحبش که دایماً با وی سر و کار دارد را نمی تواند بشناسد ولی افراد ناوارد را تنها از روی حرکات ناشیانه ی آن ها به خوبی و سهولت تشخیص می دهد.
10 ـ لغزش ها: در سال های اول مثل هر شغلی، در زنبورداری هم لغزش ها و اشتباهاتی خواهد بود که غیر قابل اجتناب است ولی بعد از مدتی این نقایص به کمک مطالعه و کسب تجربه رفع خواهد شد و زمانی خواهد رسید که زنبوردار به کارش مسلط می گردد. حال آن که زنبوردار بی مطالعه این اشتباهات را در تمام زندگی تکرار خواهد کرد.
11 ـ تقویم زنبورداری: فوق العاده برای زنبوردارانی لازم است که همه ساله ناچار به مهاجرت دادن کندوهایشان می باشند. برای تهیه ی چنین تقویمی زنبوردار باید هر سال زمان دقیق شروع گل و شهددهی هر منطقه و همچنین زمان پایان آن را در دفترچه ای ثبت کرده و این کار را اقلاً 5 سال در کمال دقت تکرار کند. چنین دفترچه ای تقویم زنبورداری وی خواهد بود. زیرا هر سال خواهد دانست که کندوهایش تقریباً در چه روز از سال باید در کدام نقطه باشند تا بتواند با استفاده از گل های فراوان منطقه عسل بیشتری جمع کند.
12 ـ تعویض ملکه: بهتر است همه ساله در اسفند یا فروردین ماه انجام گیرد. هرگاه نتوانستیم یا نخواستیم همه ساله ملکه ی کندوها را عوض کنیم اقلاً باید هر یک سال در میان ملکه ها را عوض کرد. چون این یکی از مهمترین راه هایی است که جمعیت ها را همیشه خیلی قوی نگه می دارد زیرا ملکه تنها در 2 سال نخست زندگی اش خیلی تخم می گذارد، از سال سوم ضعیف و پیر شده و از شدت تخم گذاریش کاسته می شود.
13 ـ‌ تعداد گل ها: واحد تعداد گل ها برای هر زنبورستان با حدود 100 کندو در سطح میلیارد است نه میلیون. منطقه باید بیش از یک میلیارد گل شهد دهنده داشته باشد تا 100 عدد جمعیت را برای یک هفته فعال و راضی نگه دارد. بنابراین قبل از انتقال کندوها به منطقه ای باید این حساب ها را کرد.
14 ـ شناسنامه: تهیه ی شناسنامه برای هر کندو خیلی از کارها را آسان تر می کند. با در دست داشتن شناسنامه، باز کردن دایمی کندوها دیگر لزومی نخواهد داشت. زنبوردار با مطالعه ی آن ها می داند که به کدام کندو، چه موقع و چه نوع کمکی باید کرد و برای این کار مجبور نخواهد بود تمام کندوها را باز و یک به یک آن ها را کنترل کند.
15 ـ شماره گذاری کندوها: این عمل از کارهای لازم در هر زنبورداری است تا زنبوردار بتواند با استفاده از شماره ها شناسنامه برای جمعیت های زنبورستان تهیه کند و به این وسیله هر کندو و نیز جمعیت های زنبورستان شناسایی خواهد شد.
16 ـ‌ داروخانه: برای هر زنبوردار لازم است تا همیشه داروهای مورد نیاز را از پیش تهیه و در داروخانه ای مخصوص خود نگه دارد تا در صورت بروز بیماری بتواند فوری با استفاده از داروی موجود در داروخانه اش با آن مبارزه کند. نه این که به دنبال تهیه اش در شهر این طرف و آن طرف بدود و در پیدا کردن آن دچار مشکل گردد. داروخانه می تواند ثابت باشد در این حال در منزل زنبوردار در جایی نصب می گردد ولی بهتر است سیار باشد یعنی همراه جمعیت ها مهاجرت داده شود.
17ـ بیدمشک: کاشت چند عدد درخت بیدمشک در منطقه ای که زنبورها زمستان را می گذرانند کمک فوق العاده ای است برای جمعیت ها. چون بیدمشک نخستین درختی است که در بهار و حتی در زمستان، یعنی درست زمانی گل می دهد که در طبیعت شکوفه ای وجود ندارد ولی جمعیت ها سخت بدان نیاز دارند. به خصوص آن که گرده گل بیدمشک بسیار غنی از مواد غذایی لازم برای زنبورها نیز می باشد. به همین دلیل و به خاطر رعایت زندگی زنبورعسل در اغلب کشورهای اروپای غربی چیدن شاخه های درخت بیدمشک قدغن بوده و کسی که شاخه هایش را بشکند به وسیله ی پلیس جریمه می گردد. کاشت چند درخت بیدمشک در زنبورستان و یا نزدیکی آنها شدیداً توصیه می شود. زیرا جمعیت ها را به سرعت قوی می کند.
18 ـ‌ تغذیه بچه زنبور: بچه زنبور طبیعی پس از آن که گرفته و در کندویی جای داده شد نباید در سه روز اول تغذیه گردد. در صورت تغذیه چه بسا از کندو فرار کند. زیرا زنبورها کمی پیش از بچه دادن به قاب های عسل داخل کندو هجوم برده و آنقدر عسل بر می دارد که عسل دانشان پر می شود. این مقدار عسل برای سه روزشان کافی است. از روز چهارم باید آن ها را با شربت (به نسبت یک به یک عسل و آب) به مدت یک هفته و هر شب حدود نیم تا یک لیتر تغذیه کرد. بالعکس، بچه اگر مصنوعاً گرفته شود از همان روز اول می تواند تغذیه گردد.
19 ـ ترمز دادن بچه زنبور: بعضی از بچه ها پس از اینکه از شاخه ی درخت به داخل کندو ریخته شدند پس از مدت کوتاهی (مثلاً نیم ساعت) آن را ترک می کنند، هرگاه این عمل دو یا سه بار تکرار شد (حتی اگر شما بچه را با عسل تغذیه نکرده باشید)، در این حال باید بچه را ترمز داد. برای ترمز دادن باید نخست یک قاب با لاروهای سرباز از کندویی برداشته، آن را داخل کندوی خالی آویزان کرد، آنگاه بچه های لجوج را داخلش ریخت. زنبورها مشغول تغذیه لاروها شده و معمولاً دیگر کندو را ترک نمی کنند.
20 ـ بازگرداندن بچه ها به کندو: زنبورها هنگام بچه دادن، پس از ترک کندو و آویزان شدن روی شاخه یعنی؛ بعد از تشکیل بچه تمام خاطرات کندوی سابق را به کلی فراموش می کنند و دیگر قادر به پیدا کردن آن نیستند. در صورتی که همین ها تا چند ساعت پیش بعد از جمع آوری شهد یا گرده گل، هنگام بازگشت، کندوهایشان را که بین چند و یا حتی چند صد کندوی دیگر قرار داشتند به راحتی و بدون اشتباه پیدا می کردند.
هرگاه زنبوردار به دلیلی خواست بچه به کندوی قدیمی برگردد باید ملکه را در بین خوشه بچه زنبورها پیدا کرده، آن را بردارد. پس از مدت کوتاهی خاطرات مربوط به کندوی سابق دوباره به مغز زنبورها برگشته و به کندوی سابقه شان بر می گردند. این کار را معمولاً با جمعیت هایی می کنند که چند بچه داده و در نتیجه زیاد ضعیف شده اند.
اگر بچه برحسب اتفاق ملکه اش را هنگام بچه دادن از دست بدهد بار زنبورهایش به کندوی سابق بر م گردند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید